[آرشيو شده ها]

يامهدي


شوق آتشين آمدنت قرن هاست که بشر وامانده از عدالت ، معنويت و آزادي را بي قرار ساخته است . هر چند که افق نگاه مردمان گونه هاي مختلفي به انتظار بخشيده است اما همين واژه خود يکي از مشترکات انسان معاصر است . در اين ميان اديان ابراهيمي به اين مساله اهميتي ويژه مي دهند چرا که ظهور موعود در هر يک از اين اديان به مفهوم تشکيل حکومت و سروري بر ديگران است اما....


               گفتند صبح آمدنت صبح ديگري ست          صبحي که در ادامه اش از هر چه شب بري ست



يک ماه منتظر روز تولدت بودم آقا ، اما در شب ميلاد شما هنوز نتوانسته ام ذهنم را آنطور که بايد آماده کنم و پذيراي ميلادتان باشم اما شما آنقدر به من لطف داشتيد که در طليعه اي گذشت مرا با خود آشنا کرديد و هم اکنون در اين ايام مرا به ميهماني خود در کنار گنبد فيروزه اي خود خوانديد . در اين ميهماني سبز وقتي در راهرويي قدم گذاشتم که با القاب شما مزين شده بود راهروي باريکي که يک سر آن به خلوت انتظار و سر ديگر آن به نمايشگاه کوچکي ختم مي شد . در خلوت انتظار وقتي خود را تنها کنار جمکرانت احساس کردم خود را دلتنگ ديدم اما افسوس که حتي دلتنگي بدون حضور صاحب معنا ندارد.
از خلوت که بيرون آمدم راهروي باريک را بطرف نمايشگاه طي کردم راهرويي که با هر قدمش فاصله هايي را نشانم ميداد که با گذشتن از آنها راه بسويت ختم مي شود .فرصتي براي نوشتن نبود تنها به دو دليل ... تولدتان و سالروز تولد اين صفحه که با نام شما و براي شما و در جشن شما در طليعه اي که طليعه عمرم شد ...
هر وقت به اين راهرو نزديک مي شوم احساس عجيبي دارم  اما نمي دانم چرا هنوز ذهنم آماده نيست !


راه روي خلوت انتظار


# نویسنده :: مهديه :: شنبه 26 مرداد 1387 :: ساعت 1:17 صبح ::  نظرات ::



زمان جاهليت را بايد عصر حاکميت سياهي و تباهي ناميد ، چرا که در آن زمان ابرهاي متراکم ناداني ‍، سايه شوم و ننگين خود را بر زندگي بشر افکنده بود، در چنين مقاطع حساس و يأس آور است که اميد و روشنايي از اعماق ظلمت و يأس پيداد مي شود و بهار سبز و خرم از دل زمستان سرد متولد مي شود . در عصري ، پيام روح بخش بعثت رسول اکرم صل الله عليه وآله بر کالبد افسرده و مرده جهان دميده شد که پانصد و يا هفتصد سال از ظهور عيسي بن مريم گذشته بود و در اين فاصله ممتد کسي به پيامبري  مبعوث نگرديده بود و جهل و ظلم بر سراسر جهان حکومت مي کرد ... آري مشيت الهي بر اين بود که از گريبان تاريکي و سپيده شکافته شود و آفتاب تابناک فخر بني آدم حضرت محمد بن عبدالله صل الله عليه و آله طلوع کند . بعثت پيامبر هديه بزرگ خداوند به بشريت است و يکي از نعمت هاي بزرگ الهي به بشريت است که منت بر بندگان نهاده و پيامبري از جنس خود مردم و از بين خودشان انتخاب کرده که با آنها مهربان و رئوف بوده و مي تواند الگويي عملي براي بشريت باشد . 
امام علي عليه السلام در خطبه 89 نهج البلاغه مي فرمايند : خداوند پيامبر اسلام را هنگامي فرستاد که از زمان پيامبران پيشين مدت ها گذشته بود و ملت ها در خواب عميقي فرو رفته بودند ، فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود و اعمال زشت و پليد رواج يافته بود و آتش جنگ همه جا شعله ور بود ، دنيا بي نور و پر از مکر و فريب گشته بود و ....
حضرت محمد صل الله عليه و آله دين اسلام را به مردمي عرضه کرد که همگي در آتش جهل مي سوختند و دعوت او چنان دلنشين بود که به سرعت ديوارهاي جهل و خرافات را فرو ريخت و مردم فوج فوج به اسلام گرويدند . آن روزي که در غار حرا ندا بر پيامبر آمد که بخوان ، رسالت نبوي با پيام خروج انسان از ظلمات و حرکت بسوي نور آغاز شد و سر آغاز راهي شد که انسان را از شرک ، بي عدالتي ،تبعيض ،جهل و فساد بيرون آورده و بسوي توحيد ، معنويت ، عدالت و کرامت هدايت کند . مبعث نبوي انقلابي در عالم بشر ايجاد کرد که هنوز ادامه دارد و اين تحول روحي مردم مادي بت پرست را به مبدإ آفرينش راهنمايي کرد و از کردار زشت بر حذر داشت و در وصف پيروان خود فرمود که شما بهترين امت من هستيد و مي توانيد دنياي بشريت را با اجراي قوانين قرآن به سعادت برسانيد .
پس از رحلت رسول اکرم وحي منقطع شد ولي بعثت همواره به حرکت خود ادامه مي داد ، پيامبر در عصر بعثت دين را تبيين نمود و تمام عوامل سعادت و بدبختي را براي جامعه بيان کرد . حضرت رسول روح بزرگي داشت که در ميان بشريت تا امروز شخصي همانند او بيدار پيدا نشده است . مردي که به تنهايي ملتي را مانند ملت عرب که به قبايل مختلف تقيسم شده و دشمن يکديگر بودند متحد کند ، عقايد باطل را و خرافي را از ميان بردارد ،قانوني براي زندگي و نجات بشر بياورد ، علم و دانش منحصر به درباريان را براي عموم آزاد کند و ...
پيامبر با داشتن مقام ولايت و امامت محتواي بعثت را پياده کرد و به بعثت تداوم بخشيد و حرکت پر برکت بعثت به ياري اهل بيت پيامبر تا عصر غيبت تداوم يافت و همچنان پيش مي رود تا منجي بشريت ظهور نمايد و احکام روح بخش اسلام را از کران تا بي کران حاکم قرار دهد همانگونه که بعثت پيامبر در بدترين عصر تحقق يافت ظهور حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز هنگامي است که ظلم و جور يأس جهان را فرا گرفته باشد و از اسلام جز اسمي و از قرآن جز درسي باقي نمانده باشد .
پس مهدويت  اهداف بعثت را محقق مي کند زيرا ظهور پيامبر حامل متن هدايت و سعادت بشر است و ظهور حضرت ولي عصر توسعه بخش سعادت .
سعادت بشر در گرو پيوند بعثت ، غدير و مهدويت است ... ارتباط زيادي بين اين سه مؤلفه وجود دارد و در حقيقت مهدويت دستيابي به تمامي اهداف بلند بعثت است .
رسول خدا صل الله عليه وآله : « بُعثِتُ بِمَکارمِ الأَ خلاقِ وَ مَحاسِنِها » علامه مجلسي ،بحارالانوار ، ج16 ، ص 287
براي « احياي » مکارم اخلاق و نيکي هاي اخلاقي مبعوث شده ام. 
 Messenger of God : I am sent to rerite good morals and ethical goodness

                                                                                                                     


# نویسنده :: مهديه :: سه‏شنبه 8 مرداد 1387 :: ساعت 9:15 صبح ::  نظرات ::



              خوشا آن روزي که مــولا بازگردد            انـــا المهدي طنين انداز گردد 
              بيا غير از تو ما منجي نداريـــــم             اگر آيي دگـــر رنجي نداريـــم 
              پس از حيدر عدالت رخت بربست            بيا برگير تيغش در کف دست


مي خواهم علي را وصف کنم اما عاجزم از توصيف مقام علي ، مي خواهم از شجاعتش بگويم اما در جايي که شجاعت ، از شجاعت علي معني مي يابد ديگر چه بگويم . مي خواهم از حلم علي بگويم ، اما واژه حلم در برابر علي احساس حقارت مي کند . از مهرباني علي بگويم ولي علي خود خالق مهرباني است . از مقام علي بگويم ولي آن هم لايوصف و لايدرک است . پس ديگر چه بگويم ؟؟؟
 در وصف علي بايد گفت علي ، علي است و بس . چرا که هيچ واژه اي نمي تواند علي را به ما بشناساند جز نامي که حضرت حق بر وي برگزيده است .
 در قسمتهاي مختلف زيارت جامعه کبيره مي خوانيم آغاز هستي به اراده خدا و به واسطه شما صورت گرفته است . و به وسطه شما اين جهان به پايان خواهد رسيد و به واسطه شما باران رحمت الهي نازل مي شود . و به واسطه شما غم ها و نگراني ها از بين مي رود و جهان به نور شما منور و روشن شده است .
اگـر بخواهيم آن قسمت از جوهـر ملکوتي شخصيت اميرالمومنين عليه السلام را ارائـه بدهيم ؛ دو صفـت « بصيرت» و «صبر » از اوايل نوجواني تا هنگام شهادت از خصوصيات بارز آن حضرت بود ...
از
همان وقتي که پرچم اسلام به دست پيامبر افراشته شد و کلمه « لا اله الا الله » بر زبان آن بزرگوار جاري شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گرديد ، اين واقعيت بزرگ و درخشان را علي بن ابي طالب تشخيص داد؛ هم پاي اين تشخيص ايستاد و هم با مشکلات آن ساخت ... .
تنها کسي که قدم به قدم از پي رسول خدا راه پيمود علي بود، او رشته محکم خدا و راه مستقيم حق براي امت است وهيچ کس در ايمان از او سبقت نگرفته است ....
بله عصمت اميرالمومنين قابل تقليد و مقايسه با هيچ کس نيست اما اين دو خصوصيت در اميرالمومنين قابل تقليد و پيروي است ...


# نویسنده :: مهديه :: سه‏شنبه 25 تير 1387 :: ساعت 7:7 عصر ::  نظرات ::



                                            بسم رب المنتظر المهدي

واژه غيبت معمولا در عرف عام مردم در برابر حضور بکار ميره و وقتي که مي گويند کسي غايبه در عرف يعني حاضر نيست طبق اين فهم نتايج متفاوتي از کلمه غيبت گرفته ميشه . بعضي غايب بودن امام رو عدم حضور تلقي ميکنن ، بعضي تحير و سرگرداني بشر گرفتن و گروهي اون رو اساساً برابر با عدم امکان فهم صحيح دين ميدانند که براي دسترسي به اين فهم چاره اي جز انتظار نيست و عده اي غيبت رو  مانع کسب اجر و مجاهده در رکاب امام عليه السلام دانسته اند . اما با نگاه کردن به تاريخ ميبينيم که در زمان ائمه (عليهم السلام) ديگر با اينکه غيبتي نبوده اما بسياري از موارد بالا اتفاق افتاده . گروهي در شناخت امام علي دچار تحير و سرگرداني شدند و نتوانستند او را درست بشناسند و در جنگ جمل مقابل حضرت ايستاند و يا در صورت فهم نادرست از دين امام حسين (ع) رو در کربلا تنها گذاشتند . زمان امام سجاد (ع) که وي با دعا در صدد بيان معارف دين بودند مردم فيض هم نشيني را درک نکردند ، در سال هايي که امام موسي کاظم در زندان بودند هيچ کس مشتاق ديدار امام نبود و واکنشي نشان نمي دادند.


 در زمان غيبت نيز مي توان از وجود امام بهره ها برد . برکات امام در زمان غيبت نيز جاري است همچنانکه حضرت يوسف در زمان ناشناسي خدمات بسياري انجام مي داد . بعضي فوايد مختص به حضور (ظاهري) اوست زيرا فايده آن به نفس وجود حضرت باز مي گردد اما فوايدي که حاصل رفتار و عملکرد امام است چه در زمان حضور و چه در زمان غايب بودن هميشه جاريست . امام حجت زمين و موجب بقاء نوع بشر و تمام هستي است او در همه حال به هدايت و راهنمايي مردم مي پردازد حفظ و بقاء دين وابسته به وجود حجت در روي زمين است و زمين هيچگاه از حجت الهي خالي نخواهد شد و تمامي اين فوائد در زمان غيبت نيز جاريست .


خوشا به حال کساني که در کلاس انتظار يک جمعه هم غايب نبودند !


# نویسنده :: مهديه :: دوشنبه 10 تير 1387 :: ساعت 7:17 صبح ::  نظرات ::



                                               بسم رب المنتظر المهدي

  
شناخت و درک عميق معارف اسلامي يکي از سر لوحه هايي است که اسلام مي خواهد در سايه آن حرکت کند و به آرمان خود که دستيابي به حيات طيبه است برسد از اين رو مسئله تدبر و تفکر و تعمق در دين بعنوان يک وظيفه براي مسلمانان تعيين گرديده است تا خواندن دعاها و زيارات با تفکر و تعمق در معنا باشد و از اين طريق به معارف اصيل اسلام برسند و ارتباط روحي برقرار نمايند ولي توسلات و خواندن ادعيه در اکثر مجالس فردي و اجتماعي صوري و لفظي شده که اصلا با تدبر و تفکر همراه نيست و در آن رسم و عادات و تشريفات خاصي دخالت پيدا کرده است در حالي که اگر انسان کمترين معرفت و محبت به امام خويش داشته باشد معناي جملات دعاي ندبه او را به حزن و اندوه و سختي مي اندازد و در فراق و غربت امام خويش شيون کشيده و فرياد سر مي دهد .
از آنجايي که بسياري از شيعيان به راهنمايي ائمه هر صبح جمعه از طريق دعاي ندبه حيات معنوي خود را در گستره زندگي فردي و تاريخي زنده نگه مي دارند و متوجه اند که راه تحقق عالي ترين آرمان بشري يعني ظهور حضرت بقيه الله فراموش نشود جا دارد اين سنت نيکو هرچه بيشتر با محتواي کامل تر برقرار گردد تا عالي ترين نتيجه را به بار آورد .
وقتي نگاه و نظر نسل جوان و تحصيلکرده ما متوجه فرداي نوراني تاريخ شد ، ديگر تحت تاثير ظلمات زمانه قرار نمي گيرد و از تحرک و نشاط براي فرداي نوراني خود و جامعه خود باز نمي ايستد و يکي از رسالت هايي که دعاي ندبه متذکر آن است چنين نکته ايست . اين دعا براي مسلمانان روشن مي کند که اگر هنوز ما به عظمت هايي که در اسلام عزيز نهفته است دست نيافتيم به جهت آن است که به اسلام اهل بيت رجوع نکرده ايم و در واقع اين دعا راه برگشت  به عظمت اسلام را گوشزد مي کند و انسان را در عبادتي پاک وارد مي نمايد تا قلب او همواره در سوز نور مقدس حضرت بقيه الله منور بماند و از بهره هاي وجود آن حضرت در زمان غيبت محروم نباشد .  دعاي ندبه يادآور اين نکته است که زخم هاي ستم ديدگان مظلوم نه تنها فراموش نشده بلکه آن مظلوميت ها مقدمه به بار نشستن همه زحمات انبياء و اولياء است هيچ ظلمي بي جواب نمي ماند و هيچ مظلوميتي بي حاصل نخواهد بود و خون مظلومان و ناله ستمديدگان زمينه ظهور آن حضرت را فراهم خواهد کرد . اين دعا قصه دل همه آگاهان به حقانيت حاکميت حق است که به وعده خداوند ايمان دارند و هرگز ظلم روزگاران را به رسميت نمي شناسند و يک روز را بي امام خود نخواهند گذراند و
اگر از ظهور او محروم اند نگذاشته اند که از نجواي با او محروم شوند . 
دعاي ندبه متذکر جريان نوراني تاريخ است که از حضرت آدم (ع) شروع شده و از طريق ساير انبياء همواره تاريخ را درمي نوردد و جلو مي رود و معتقدان به اين جريان نوراني را از مهلکه هاي ظلمات روزگارشان رهايي مي بخشد . دعايي که گويا حقيقتي است که همه مسلمانان و حتي غير مسلمانان نيز مي توانند بر محور آن به منزل هاي اميد بخش آينده بشر نايل شوند . معارف بسيار بلند و عميق اين دعا دليل روشني است که جز از سرچشمه زلال امام معصوم (ع) صادر نشده و به قول معروف « مَتنُهُ دَليلٌ علي صِحَّتِه » و از استحکام آن همين بس که مضامين مطرح شده در اين دعا منطبق بر قرآن و يا رواياتي است که در بين همه مسلمانان اعم از شيعه و سني مورد اعتماد و اطمينان مي باشد . دعاي ندبه نه تنها در همين امروز ما را متوجه جايگاه عقيدتي تاريخي مان مي نمايد بلکه متذکر اين نکته دقيق است که مواظب باشيم هدف گم نشود و در نتيجه گرفتار روزمرگي ها شويم و از ثمر دهي جريان نوراني حرکات انبياء در سراسر تاريخ بشري غفلت کنيم و جهان را براي جولان ستمگران باز بگذاريم و از وعده بزرگ خدا که حاکميت جبهه نور بر جبهه ظلمت است باز بمانيم .
اين دعا داراي نظم و ترتيب دقيقي است که از توجه به فلسفه ارسال رسولان يعني آدم شروع شده و پس از طرح نقش تاريخي هر يک از انبياء ما را متوجه نقش تاريخي و هدايتگرانه حضرت محمد (ص) «آخرين پيامبر هستي و جايگاه اهل بيت و نتايج محبت به اهل بيت » مي نمايد و جايگاه حضرت علي (ع) را براي حفظ اسلام ناب مطرح مي نمايد و در نهايت ما را متوجه ابعاد مختلف تاريخي و تکويني و هدايتگرانه حضرت مهدي موعود (عج) مي کند .
به اميد هر چه بيشتر نزديک شدن به فرهنگ معنوي و پرباري که دعاي ندبه در اختيار ما قرار مي دهد .


امام زمان (ع) : « أکثِرُو الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَج ِ فَإنَّ ذلکَ فَرَجُکُم » شيخ صدوق ، کمال الدين ،ج2 ،ص 485
براي تعجيل فرج بسيار دعا کنيد چرا که فرج شما نيز در فرج من است .
Imam Zaman (peace be upon him ): pray a lot to make (my) reappearance hasten since my reappearance is yours


# نویسنده :: مهديه :: پنجشنبه 23 خرداد 1387 :: ساعت 7:42 صبح ::  نظرات ::



جمکران اي سرزمين رازها / مرکز امدادها ، اعجاز ها 
از در و ديوارت آيد بوي دوست / گشته اي آيينه دار روي دوست

يوسف زمان ما ، مهدي آل فاطمه همانند يوسف يعقوب غيبتي در حضور دارد.يوسف مدتها با برادران خود زندگي کرده بود اما برادران او را نشناختند . مدت زمان غيبت همه چيز را از ياد برادران برد ، يوسف زهرا هم غايب است ولي در کنار ماست و در ميان ما . چه تلخ و دردناک است که با بي تفاوتي از کنار مولا و محبوبمان بگذريم بدون اينکه بشناسيم او قطب عالم امکان و هستي است .
ايشان نيز همانند يوسف در کودکي از کنار قوم خويش غايب شد . کودکي در غايت زيبايي . آن يوسف زيبا مورد حسادت برادران قرار گرفت و يوسف زهرا مورد حسادت مظلوم نمايان غاصب . برادران يوسف خواهان مرگ او شدند اما ديگران او را بسيار دوست داشتند و عزيز مصرش کردند حضرت مهدي هم چه بسيار مورد جفاي دوستان قرار خواهد گرفت همان افرادي که امروز منتظرش هستند اما طردش ميکنند و نمي توانند تمام الگوي محبت و عشق را تحمل کنند اما چه بسيار افراد و نا آشنايان که مجذوب عشق او شده و باورش خواهند کرد .بياييد با خلوص دل همرنگ شويم و يک صدا فرياد کنيم يوسف زهرا بيا که صادقانه دوستت داريم و يعقوب وار منتظرت هستيم . همانند حضرت يعقوب شويم که عشق يوسف را و بازگشتش را باور داشت و اهميتي به سرزنش کنندگان نمي کرد و درخت نااميدي را از قلب هاي فرزندان نيز قطع مي کرد.


ما هميشه درخواندن تاريخ گناه برادران يوسف را نمي بخشيم اما حداقل نياز به آذوقه و ماديات موجب کشش برادران يوسف سوي او شد ولي گناه خويش را در تاريخ به راحتي مي بخشيم که با اينهمه نياز به سوي حضرتش ، دستي بسوي او دراز نمي کنيم تا پرده هاي محکم غيبت را کنار زنيم که جمال دلربايش همانند جمال يوسف عيان شود .
برادران يوسف فهميدند که او تنها راه است و طولاني بودن مسير را به جان خريدند  ما هم ميدانيم که يوسف زهرا تنها راه است ولي در مسير دل قرار نمي گيريم ، نباشد همانند برادران يوسف او را بخواهيم ،بلکه بياييد يعقوب وار براي يوسف زهرا دلدادگي کنيم . از خداي متعال ظهورش را بخواهيم نه براي اينکه عدالت را به ارمغان بياورد و ظلم را بر چيند و احياي دين کند ، بيايد براي اينکه دوستش داريم . دستها را به آسمان دل پل زنيم و بگوييم مهدي بيا چون دوستت داريم .
امام صادق در فرازي از دعاي ندبه : « بِنَفسِي أنت مِن مُغيّب لَم يَخلُ مِنّا ، بنَفسي أنتَ مِن نازِحٍ ما نَزَحَ عنّا » بحار الانوار ، ج 36 ،ص296
جانم فدايت ! اي غايبي که از ما بيرون نيستي ! جانم فدايت ! اي آن دور شده از وطن که از ما دور نيستي ! 
Imam Sadeq (peacebe upon him) in a phrase of nodbeh supplication "  my life is sacrified for you ! oh the absent who is not away from us ! my life is sacrified for you! oh you who is away from you home but not away from us”


# نویسنده :: مهديه :: شنبه 14 ارديبهشت 1387 :: ساعت 8:29 صبح ::  نظرات ::



                 به نام رب مهدي لب گشايم            سرود غربتش را مي سرايم


آقاي من


مولاي غريب من


اي مسافر بيابان هاي تنهايي ، مي خواهم غربتت را حکايت کنم .


از کجا آغاز کنم ؟ از خود بگويم يا از ديگران ؟ از نسل هاي گذشته يا از نسل امروز ؟ از دوستان شکوه کنم يا از دشمنان ؟ از عوام گلايه کنم يا از خواص ؟ از آنها که چنان برق شمشيرت را به رخ مي کشند که حتي دوستانت را از ظهورت مي ترسانند؟ از آنها که تو را دست نيافتني جلوه ميدهند ؟ از آنها که غيبتت را به منزله نبودنت تلقي مي کنند ؟
دوران غيبت دوران صبر و انتظار امام است . دوراني است که خار در چشم و استخوان در گلو ، مامور به سکوت و خانه نشيني ست . زيرا حکومتي که حق امام است در اکثر نقاط جهان در چنگ دشمنان اهل بيت است . حتي عتبات عاليات و سامرا که محل تولد و زندگي و خانه    ملکي امام است در اشغال غاصبان است.

اگر امام حسين عليه السلام در صحراي کربلا تنها ماند جاي بسي تاسف است که امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز در صحراها تنهاست . هر لحظه نداي هل من ناصر مهدي موعود در عالم طنين افکن است ولي کسي توجهي به آن ندارد زيرا روح انسانها به صفات   رذيله آلوده است ، مشخص است که اتصال دل به قطب عالم امکان ، امکان پذير نيست زيرا    هرگز خوبي و بدي با هم جمع نمي شوند . لکه هاي سياه دل چگونه اتصال به روشنايي پيدا  کند زماني که در تنگناهاي تاريکي دل اسير هواهاي نفساني است . بر همه افراد خصوصا شيعيان آن حضرت لازم است که با تزکيه نفس بدي ها را پاک کنند تا نور راه ورود يابد .همه روز بخصوص در اعياد بزرگ اسلامي بر گمگشته جامعه بشريت بايد گريست . همانگونه که بر سيدالشهدا ميگريم بلکه بايد دهها برابر افزون بر آن گريست .

گريه اي همراه با معرفت و حرکت
گريه اي همراه با اعتراض بر هواهاي نفساني و دست برداشتن از خواسته هاي دل .

حسين بن علي امام کساني بود که او را به « العجل » خواندند اما در آخر او را تنها گذاردند و غريبانه به شهادت رساندند .
عـاشـورا پايان نيافته و يک بار ديگر ، با همان آرمان و اهداف ، توسط فرزندش در تمام وسعت زمين ، تکرار خواهد شد . انسانهاي آزاده ، از به خون نشستن سفينه حسيني مايوس نمي شوند چرا که مکتب حسيني در نهضت مهدوي تبلور خواهد يافت .
امام زمان تکميل کننده سفر امام حسين است . سفري که مقصدش کوفه بود اما پا درسرزمين کرب و بلا گذاشت . مهدي فاطمه اين سفر را پايان خواهد داد تا پيروزمندانه قدم در سرزمين   کوفه گذارد .

                                          غربت صاحب الزمان افسانه نيست .
                                       
-------------------------------------------


در خصوص دعوت يکي از دوستان درمورد يادآوري احاديث پيامبر صل الله عليه و آله و سلم سعي ميکنم همراه هر يک از مطالبم سخني نيز از رحمةللعالمين بيان کنم.
« طوبي لمن لقبه و طوبي لمن احبه و طوبي لمن قال به » کمال الدين ، ج 1 ، ص 268
خوشا بحال کسي که او (مهدي عج ) را ملاقات نمايد ، خوشا به حال کسي که او را دوست بدارد و خوشا به حال کسي که به او معتقد باشد
Happy is he who meets him. happy is he who loves him . and happy is he who believes in him


# نویسنده :: مهديه :: شنبه 18 اسفند 1386 :: ساعت 4:21 عصر ::  نظرات ::



   [آرشيو شده ها]


مهديه - شيلو عج الله