سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


                               بسم رب المنتظر المهدی 

خدایا ! مرا از وسوسه های شیطان رجیم دور گردان و به سوی خود سوق ده .

الهی ! درد دل نزد تو می گشایم و راز دل بر تو آشکار می گردانم، گرچه تو

 آشکار به رموز این دل هستی . 
 
عشق خویش را تا حدی در دل من قرار ده تا غیر از نام تو بر لب نداشته باشم .

توانایی ای حکیم و زیبایی ای رحیم ، دلم را از عشق خود زیبا بگردان

ای معبود همیشگی من ... ای خداااا

گویند جاده ایمان خطرناک است... پر آب و آتش ، مسافرانی بی پروا می خواهد

تا آتش را به امید سوختن ، گذشتن و دریا را به امید غرق شدن  ...

 آنقدر بی پروا که نلغزند و نترسند از پیمودن راه .

که در آنسوی راه ، خدا را خواهند یافت نه در این سوی تردید ... 

 
توی ماههای خوب خدا هستیم ، دعا در حق همدیگه رو فراموش نکنیم .

                                                                                             یاعلی


# نویسنده :: مهدیه :: پنج شنبه 90 تیر 2 :: ساعت 4:23 عصر ::  نظرات ::



خدایا! از حضور خود آرامشی در دل ما فرو فرست و رخسار ما را غرق انوار محبت خویش فرما.

الهی ! الهی ! عشق میان ما و سجاده مان را از ما مگیر و مگذار در غفلت فرو رویم .پروردگارا! عبادتی نصیبمان کن که در آن عشق جاریست و می توان با آن به معراج رفت ،آنجا که سرزمین دل هاست و فضای بیکرانه هستی در هاله ای از نور پیچانده شده و می توان از خورشید هم بالاتر رفت.آنجا که تو به پرستوهایش قسم میدهی که مبادا کوچ کنید چرا که در این سرزمین ماندن بهتر از رفتن است . آری آنجا که همه نور خدا را می بینند.

الهی! مژده ده  که این جمعه می آید و چشم همه منتظران را به گام های مقدسش زینت می بخشد . پس همه با هم سجاده هایی از نور و نیاز به پابوس قدم هایش می رویم تا کوچه آدینه مان را با نسیم تبسمی شکوفه باران کند.

ما امروز به عشق طلوع او که می آید خلوت نشین نگاهش می شویم .

                             اللهم عجل لولیک الفرج


# نویسنده :: مهدیه :: پنج شنبه 86 بهمن 18 :: ساعت 2:10 عصر ::  نظرات ::



خداوندا! ای کاش زندگی تازه ای را آغاز میکردیم که در آن تزویر و دروغ  معنی مفهومی نداشت آنگاه حس می کردیم که حیات چیست ؟

زندگی چشمه لذتی است که آبی گوارا دارد . هر کجا دیدید که مسموم شده بدانید از آنجا مردمی دو رنگ گذر کرده اند.

کاش تزویر در این جهان هستی وداع می گفت ، اما تزویر هرگز خود بخود از بین نمیرود مگر ما آن را از روح خود برانیم .

الهی! تو را با کدام نام بخوانم که تو ندا دهنده لحظه های آرامش بخشی .تویی که با قطره ای اشک غرور سرکشان را آرام می گردانی و شکوه وبزرگی صالحانت عطایمان می فرمایی .

الهی ! تو را برای تمام لحظه های ناگزیر رنج های دنیائیم می خواهم و برای آن رستاخیز عظیم که هیچ دستی به یاریم بر نمی خیزد.

محبوبا ! من تو را برای امروز می خواهم که شتاب لحظه هایم را به سوی خود هدایت کنی و برای فردا که به تو نزدیک تر شوم و برای عذر دیروز که بی تو سپری شد. تو را برای زندگیم همیشه می خواهم .

آنکس که تو را دارد چه کم دارد و آنکه تو را ندارد چه دارد؟ دلی که به یاد تو آرام نگیردبه چه چیز و چه کس آرامش یابد و آنکه بر پناه شوق و انس تو آرمید چگونه به خوف و وحشت بیفتد و به تزلزل گراید. معشوقا همه چیز از تو خوش است و همه کس با تو در خرمی و نشاط به سر می برند. دل های ما را به عشق خود زنده نگه دار و چشم دل را به رخسار خود بینا گردان .

خدایا مرا به بدیهایی که از آنها بیرونم آوردی باز مگردان...


# نویسنده :: مهدیه :: یکشنبه 86 بهمن 14 :: ساعت 7:3 صبح ::  نظرات ::



خداوندا! ندبه های هر آدینه ام عشق من به مهدی موعودت می باشد ، پس مگـذار گرد غـربت سال های انتظارم را تیره و تار سازد و بخواه که آفتاب وجود آن تک سوار عشق مرا نیز در یابد و از بی قراری لحظه های سخت روزگار برهاند و به آرامش شکیبایان مهـرجویت بـراند .کاش میدانستم صاحب لحظه های انتظار در کدام آدینه ظهور میکند ، کاش آن جمعه که می آید پذیرای نگاه مهربان و تبسم دلنشین مهدی موعودت باشم و کاش آن وعده محترم نزدیک باشد تا در پرتو پرچم هدایتش به عشق الهی تو نائل شویم و به آرامش جاودانه برسیم .

الهی! عقوبتم را با جرم های سنگینم مسنج . از هر رحمتی دری به رویم بگشا ...

                                   *** اللهم عجل لولیک الفرج***

 


# نویسنده :: مهدیه :: پنج شنبه 86 بهمن 4 :: ساعت 9:17 عصر ::  نظرات ::





... مناجات ... - شیلو عج الله